فلکه اول صادقیه- پلاک 9 (بالای بانک دی)
44 23 26 02 - 3
وب سایت رسمی آموزشگاه موسیقی برومند
آموزشگاه
آموزشگاه
جمعیت
کودکان-1
کودکان-2
گیتار
خواننده
کوبه-ای
سه-تار
ایلیا

گفتگو با فرهود امیرانی مدیر مسئول آموزشگاه موسیقی برومند

گفتگو با فرهود امیرانی مدیر مسئول آموزشگاه موسیقی برومند

 

- از تاسیس آموزشگاه موسیقی بگویید. چه شد که تصمیم گرفتید آموزشگاه تاسیس کنید؟

مسئله ی آموزش همیشه برای من از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. وقتی فراگیری ساز را آغاز کردم متوجه شدم ضعف هایی در متدهای آموزشی و هم در روش های تدریس مدرّسین و به طور کلی آموزش وجود دارد. این مسئله مرا رنج می داد و همیشه فکر می کردم که اگر من می خواستم کتابی آموزشی بنویسم حتماً جور دیگری می نوشتم، یا شاید اگر من جای هنرآموز بودم مطلب را طور دیگری بیان می کردم. سالها بعد حین تدریس در یکی از هنرستانهای  موسیقی متوجه شدم که مدیریت یک مجموعه ی آموزشی تأثیر بسیاری بر کیفیت آموزشی دارد. منظورم این است که هرقدر هم روش تدریس یک مدرّس علمی و منطقی و به روز باشد اگر امکانات لازم برای وی فراهم نیاید و از طرف مدیریت مجموعه ی آموزشی همراهی نشود نتیجه ی مطلوب حاصل نخواهد شد. پس تصمیم گرفتم آموزشگاهی تاسیس کنم که هم بتوانم مطابق سلیقه ی خودم تدریس کنم و هم همکارانم را برای آموزش بهتر به هنرجویان همراهی کنم.

- هنگام انتخاب اساتید چه معیارهایی برای شما مهم تر است؟ آیا شیوه ی  تدریس ایشان و اینکه منطبق با متد شما باشد تاثیرگذار است؟

اوّلاً فکر نمی کنم که باورهای من در شیوه ی تدریس، بهترین و تنها روش موفق در این زمینه باشد و حتی ابهاماتی برایم وجود دارد که هنوز پس از سالها تدریس در حال تجربه و برطرف نمودن آنها و بهبود کارم هستم. ثانیاً بعضی از همکاران من بسیار با تجربه و در حیطه ی کار خود صاحب نظرند و من هم از آنها چیز یاد می گیرم. این نکته را هم بگویم که شاید هرگز یک شیوه ی کامل و بی نقص برای تدریس وجود نداشته باشد، زیرا هر روشی دارای کمبودها و برتریهای خود است. اکنون نیز ما شاهد موسیقیدانان خوبی هستیم که هر کدام شاگرد روش ها و مکتب های مختلفی بوده اند. بگذارید منظورم را جور دیگری بگویم: چندین روش تدریس متفاوت امّا خوب و مفید می تواند وجود داشته باشد که از راه های مختلفی هنرجو را به مقصد می رسانند و هریک از این ها را می توان با نقد و بررسی ویرایش و بهبود بخشید. امّا در پاسخ به سوال شما باید بگویم که صرفنظر از تخصّص، بیشتر شخصیت دلسوز و مسئول مدرّس برایم مطرح بوده است. این را هم بگویم که شاید شنیده باشید که هنوز هم در برخی مراکز آموزوشی برخی مدرّسین وجود دارند که برخورد نامناسبی با هنرجو دارند و برای مثال به وی توهین می کنند و یا حتی کتاب را بر سر وی می کوبند و یا دستگاه ضبط وی را می شکنند! این گونه مدرّسین در این آموزشگاه جایی ندارند و هرچه هم مشهور باشند حتی نمی خواهیم از کنار ما رد شوند! احترام متقابل میان مدرّس و هنرجو از اصول اولیه ی ماست.

- چرا اسم استاد برومند را به عنوان نام آموزشگاه برگزیدید؟

استاد فقید نورعلی خان برومند تاثیر زیادی در اشاعه ی موسیقی ایرانی داشت.او در دوره ای موسیقیدان های زیادی را تربیت کرده که بسیار تاثیرگذار بودند. ایشان شاید مانند کلنل وزیری یا صبا اثری موسیقایی به موسیقی ایران اضافه نکرده باشند، اما با کوشش فراوان و دانش خود توانستند جوانان مستعد و مشتاق به موسیقی را دور خود جمع کرده و نگاه  درست به موسیقی سنتی را به ایشان بیاموزد. به نظر من اگر تأثیر استاد برومند نبود بسیاری از آثار ارزشمند و ماندگار موسیقی سنّتی ایران هرگز خلق نمی شد. همین امر او را به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در موسیقی ایرانی در طی یک قرن اخیر بدل کرده است. من با افتخار نام برومند را به یاد ایشان برای آموزشگاه برگزیدم.

- به نظر شما از نظر سطح آموزش و نیز تأثیر بر موسیقی کشور، دانشگاه قوی تر عمل می کند یا آموزشگاه؟

بی تردید دانشگاه. زیرا دانشگاه محل اجتماع هنرجویانی است که به موسیقی به عنوان یک حرفه نگاه می کنند. اما در آموزشگاه به موسیقی بیشتر به عنوان یک کار فرعی و گاهی سرگرمی و در بهترین حالت آماتوری نگاه می شود. اگرچه ممکن است در آموزشگاه های آزاد هم موسیقیدان هایی حرفه ای و مؤثر پرورش یابند و از دانشگاه هم دانشجویانی سطحی و کم مایه در زمینه ی موسیقی به وجود آید، اما عمدتا دانشگاه ها با در صد بالایی نسبت به آموزشگاه های آزاد موسیقیدان حرفه ای تحویل جامعه می دهند. از این گذشته موسیقی فقط عمل نوازندگی نیست و آگاهی از مباحثی مانند تئوری موسیقی، فرم، فیزیک صوت، تاریخ موسیقی و ... در نوازندگی و شخصیت یک نوازنده و میزان تإثیر وی در جامعه ی موسیقایی کشور بسیار دخیل است. این مباحث در دانشگاهها از واحدهای اجباری هستند ولی در آموزشگاه های موسیقی این موارد یا اصلا وجود ندارد و یا اگر آموزشگاهی مانند آموزشگاه ما کلاس هایی در این زمینه بگذارد از آن خیلی استقبال نمی شود. بنابراین تاثیر دانشگاه ها بسیار بیشتر و غیر قابل مقایسه است. به نظر من آموزشگاه ها بیشتر اهل موسیقی تربیت می کنند و بدنه موسیقی دوستان و مصرف کنندگان آثار موسیقی را افزایش می دهند که این به نوبه ی خود بسیار تاثیرگذار است. البته باز هم تکرار می کنم که همیشه می تواند استثناهایی وجود داشته باشد.

- ایده ی آزمون از کجا شکل گرفت؟

پس از چند ترم از تأسیس آموزشگاه متوجه شدم که یک ایراد اساسی در کار آموزشگاه های آزاد موسیقی وجود دارد و آن این که مدیر آموزشگاه به عنوان مسئول کیفیت آموزش هنرجویان و کسی که دارای مجوّز این کار است و باید پاسخگو باشد فقط به میزان اندک و آن هم تصادفی در جریان پیشرفت هنرجویان قرار می گیرد. راه حلّهایی مانند فرم نظرخواهی از هنرجو یا والدینش در باره ی پیشرفت انها نمی توانست خیلی مفید باشد زیرا آنان نمی توانستند نظر کارشناسانه ای در باره ی پیشرفت خود بدهند.

برای رفع این ضعف، به فکرم رسید که برگزاری آزمون های دوره ای در حضور هیئت داوران می تواند مفید باشد. کاری که در ابتدا بسیار دشوار می نمود و حتی برخی از دوستان مورد مشورت آن را غیرعملی توصیف می کردند. با این وصف به سختی توانستیم نخستین آزمون را برگزار کنیم و نتیجه ی آن بسیار عالی بود. دشواریهایی که در برگزاری نخستین ازمونها داشتیم- و هنوز هم تا حدودی با آن درگیریم- به تدریج برطرف شد ولی اکنون در حدود 15 آزمون برگزار کرده ایم و هیچ فصلی بدون آزمون نبوده است. بزودی در بخش دیگری از سایت آموزشگاه در باره ی آزمون و جنبه های مثبت و منفی آن و بسیاری موارد دیگر مرتبط با آن مطلبی خواهیم گذاشت ولی اکنون فقط می خواهم اشاره کنم که این آزمون ها نه تنها آزمون هنرجویان بلکه به نوعی آزمون مدرسین هم هست و ایجاد رقابت می کند (حتی در همین آزمون ها به ضعف در روش تدریس چند تن از مدرّسان پی بردیم وبه آنها تذکّر دادیم و تلاش کردیم به آنها کمک کنیم که روش خود را بهبود بخشند ولی متاسفانه سرانجام نتوانستیم همکاری خود را با آنان ادامه دهیم). در مجموع برگزاری آزمون به سود هنرجویان، مدرسین، و آموزشگاه است: خانواده ها از پیشرفت فرزندانشان آگاه می شوند، هنرجوها کلاس موسیقی خود را که بابت آن وقت و هزینه صرف می کنند جدّی تر می گیرد و در رقابت با دیگر هنرجویان انگیزه ی بیشتری پیدا می کنند و اجرای صحنه را هر ترم تجربه می کنند، مدرّسین نتیجه کار یک ترم خود را می بینند و طی چند ترم به تدریج هنرجوی خود را که همچون کودکی راه می افتد و بزرگ می شود و وارد عرضه ی زندگی می شود مشاهده می کنند و انرژی و اعتبار بیشتری به دست می آورند. در واقع برگزاری آزمون راهی برای نزدیک تر کردن آموزشگاه به مراکز آموزش آکادمیک است.

- آیا مدرسان و هنرجویان از ایده ی برگزاری آزمون استقبال کردند؟

اغلب هنرجویان استقبال کردند ولی هنرجویان معترضی هم داشتیم که مخالفت آنان گاهی بسیار شدید بود و در چند مورد منجر به انصراف ایشان از ثبت نام در آموزشگاه ما شد. در میان همکاران مدرّس هم تقریباً همگی استقبال کردند. برخی از هنرجویان معترض نیز که صبر بیشتر و رفتاری منطقی داشتند دیگر موافق برگزاری آزمون هستند. اکنون اما در میان مدرّسین و هنرجویان قدیمی تر آموزشگاه موسیقی برومند، آزمون تبدیل به یک سنّت شده است و در دو- سه هفته مانده به برگزاری آزمون همه به تلاش بیشتر می پردازند. بد نیست این را هم اضافه کنم که برای جا انداختن آزمون و جدّی گرفتن آن، در چندین آزمون اوّل، من با لباس رسمی- یعنی کت و شلوار و کراوات- در آزمون ها حضور یافتم.

- چه شد که تصمیم گرفتید نگاه جدی تری به مقوله ی تئوری داشته باشید؟

علّت آن باز برمی گردد به همان ایده ی هرچه نزدیک کردن آموزشگاه موسیقی برومند به یک آکادمی موسیقی. هنرجویان موسیقی باید بدانند که بخشی از نوازندگی، دانش موسیقی و بخش دیگر آن عمل نوازندگی است. دانستن تئوری موسیقی به درک بهتر نوازنده و سرعت پیشرفت هنرجو بسیار کمک می کند. نوازنده ای که با تئوری موسیقی آشنایی ندارد نمی تواند کتاب ها و مقالات مربوط به هنر موسیقی را مطالعه کند و دانش خود را ارتقا دهد. تئوری موسیقی، گرامر زبان موسیقی است و آگاهی به آن نوازنده را کمک می کند که از بیان عامیانه بپرهیزد و مانند یک سخنران ماهر مکنونات ذهنی خود را مؤثرتر بیان کند. گوینده ای که معنای یک شعر را به درستی نفهمیده باشد- حتی اگر صدای خوبی داشته باشد- چطور می تواند آن را بخوبی دکلمه کند؟ صداهای یک قطعه موسیقی برای نوازنده ای که با تئوری آشنا نیست شاید فقط صداهایی ساده باشند با زیر و بمی متفاوت که یکی از پی دیگری در زمان معین باید اجرا شوند، ولی برای فرد مسلّح به تئوری موسیقی، هریک از این صداها متناسب با آهنگ مورد نظر شخصیت ویژه ای پیدا می کند، درست مانند شخصیت های متفاوت یک نمایش. درک روابط نوت های یک آهنگ مانند درک معنی واژه های یک شعر، نوازنده را به اجرای مؤثرتر موسیقی کمک می کند.  شاید بدون دانستن تئوری موسیقی سالها طول بکشد تا فرد کاملاً مستعدی به برخی از ظرایف تئوریک موسیقی پی ببرد. حتی در زمینه ی عمل نوازندگی هم آگاهی از تئوری موسیقی نوازنده را در فراگیری سریع تر قطعات کمک می کند.

- کمی از خودتان بگویید. چه شد دو ساز متفاوت را برای یادگیری انتخاب کردید؟

ابتدا بگویم که موسیقی از دوران کودکی همیشه برای من جهان شگفت انگیزی بوده و برای ورود به این جهان فراگیری ساز را آغاز کردم. سه تار را برای آشنایی با موسیقی سنّتی ایرانی انتخاب کردم که به نظر من دارای منطق هنری بسیار قوی و مؤثری است و در میان انواع موسیقی های موجود در جهان و منطقه منحصر به فرد است. فلوت ریکوردر را هم برای آشنایی عملی با فرم ها و فضای موسیقی موسوم به کلاسیک اروپایی انتخاب کردم که آثار برجسته و ماندگاری در آن نوع خلق شده که از دستاوردهای بزرگ بشری محسوب می شود. فلوت ریکوردر دارای ویژگی هایی است که زودتر از بسیاری از سازهای غربی دیگر می توان نوازندگی آن را فراگرفت و امکان آشنایی با موسیقی غربی را فراهم می کند.

- خانواده چه قدر در گرایش شما به موسیقی موثر بود؟

قطعاً بسیار مؤثر بود. پدرم نیک مرد خوش قلبی بود که صدای خوبی داشت و آواز و تصنیف های سنتی می خواند و در دوران کودکی ام یادم می آید که در مهمانی ها و جمع های دوستانه به اصرار حضّار حتما چند تصنیف و آواز اجرا می کرد. طرفدار پرو پا قرص برنامه ی گلها بود که هر روز حدود ساعت 14 بعد از اخبار از رایو پخش می شد و هرگز آن را از دست نمی داد. سوت زدن وی مشهور دوستان و آشنایان بود و یادم می آید که دوستانم که به خانه ی ما می آمدند و صدای سوت زدن ایشان را می شنیدند که برای دل خودش و در اتاق خودش اجرا می کرد هرگز آن را فراموش نمی کردند و برای دیگران هم تعریف می کردند که آقای امیرانی وقتی سوت می زند انگار نی میزند. فکر می کنم در اواخر کلاس سوم راهنمایی بودم که اصطلاحات ماهور، دشتی ، شور و ... را که از ایشان می شنیدم کنجکاو شدم و ایشان با روش الگویی و تطبیقی طرز شناخت دستگاه های موسیقی ایرانی را به من آموختند. ایشان نخستین معلّم موسیقی من بودند.

- آیا به جز شما و ایشان شخص دیگری هم در خانواده موسیقی کار می کند؟

بله. برادر کوچکترم فرزاد امیرانی مدرس و نوازنده ی گیتار و نویسنده ی دهها عنوان کتاب آموزشی در زمینه ی نوازندگی گیتار در سبکهای مختلف و بخصوص سبک فلامنکوست. شاید بتوان گفت اکنون بسیاری از مدرّسان و نوازندگان گیتار فلامنکو در ایران بطور مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد وی بوده اند.

-در پایان اگر صحبتی با هنرجویان دارید بفرمایید.

آلمانها ضرب المثلی دارند که ترجمه ی آن چنین است:

تمرین استادساز است!

و ما هم  در فارسی می گوییم:

کار نیکو کردن از پر کردن است!

- با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

مصاحبه کننده: زهرا ساعدی

آذر 1390

 

ورود به سیستم

نام کاربری :
کلمه عبور :
امروز چهارشنبه , 22 آذر 1396

تصویر روز

تصویر-روز

سخن روز

به نقل از سایه (هوشنگ ابتهاج) در یک گفتگوی خصوصی: «دنیا را بدون شجریان نمی توانم تصور کنم!» برای محمدرضا شجریان سلامتی آرزو می کنیم.
بازدید ها : 78,197