ستارخان، روبروی آتش‌نشانی، میدان صحرایی، خیابان دستبند، پلاک ۲۲
۰۹۰۳۹۴۲۱۷۳۳
http://www.boroomand.ir/
آموزشگاه
آموزشگاه
جمعیت
کودکان-1
کودکان-2
گیتار
خواننده
کوبه-ای
سه-تار
ایلیا

گفتگو ها

گفتگو با فرهود امیرانی مدیر مسئول آموزشگاه موسیقی برومند

گفتگو با فرهود امیرانی مدیر مسئول آموزشگاه موسیقی برومند

 

- از تاسیس آموزشگاه موسیقی بگویید. چه شد که تصمیم گرفتید آموزشگاه تاسیس کنید؟

مسئله ی آموزش همیشه برای من از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. وقتی فراگیری ساز را آغاز کردم متوجه شدم ضعف هایی در متدهای آموزشی و هم در روش های تدریس مدرّسین و به طور کلی آموزش وجود دارد. این مسئله مرا رنج می داد و همیشه فکر می کردم که اگر من می خواستم کتابی آموزشی بنویسم حتماً جور دیگری می نوشتم، یا شاید اگر من جای هنرآموز بودم مطلب را طور دیگری بیان می کردم. سالها بعد حین تدریس در یکی از هنرستانهای  موسیقی متوجه شدم که مدیریت یک مجموعه ی آموزشی تأثیر بسیاری بر کیفیت آموزشی دارد. منظورم این است که هرقدر هم روش تدریس یک مدرّس علمی و منطقی و به روز باشد اگر امکانات لازم برای وی فراهم نیاید و از طرف مدیریت مجموعه ی آموزشی همراهی نشود نتیجه ی مطلوب حاصل نخواهد شد. پس تصمیم گرفتم آموزشگاهی تاسیس کنم که هم بتوانم مطابق سلیقه ی خودم تدریس کنم و هم همکارانم را برای آموزش بهتر به هنرجویان همراهی کنم.

- هنگام انتخاب اساتید چه معیارهایی برای شما مهم تر است؟ آیا شیوه ی  تدریس ایشان و اینکه منطبق با متد شما باشد تاثیرگذار است؟

اوّلاً فکر نمی کنم که باورهای من در شیوه ی تدریس، بهترین و تنها روش موفق در این زمینه باشد و حتی ابهاماتی برایم وجود دارد که هنوز پس از سالها تدریس در حال تجربه و برطرف نمودن آنها و بهبود کارم هستم. ثانیاً بعضی از همکاران من بسیار با تجربه و در حیطه ی کار خود صاحب نظرند و من هم از آنها چیز یاد می گیرم. این نکته را هم بگویم که شاید هرگز یک شیوه ی کامل و بی نقص برای تدریس وجود نداشته باشد، زیرا هر روشی دارای کمبودها و برتریهای خود است. اکنون نیز ما شاهد موسیقیدانان خوبی هستیم که هر کدام شاگرد روش ها و مکتب های مختلفی بوده اند. بگذارید منظورم را جور دیگری بگویم: چندین روش تدریس متفاوت امّا خوب و مفید می تواند وجود داشته باشد که از راه های مختلفی هنرجو را به مقصد می رسانند و هریک از این ها را می توان با نقد و بررسی ویرایش و بهبود بخشید. امّا در پاسخ به سوال شما باید بگویم که صرفنظر از تخصّص، بیشتر شخصیت دلسوز و مسئول مدرّس برایم مطرح بوده است. این را هم بگویم که شاید شنیده باشید که هنوز هم در برخی مراکز آموزوشی برخی مدرّسین وجود دارند که برخورد نامناسبی با هنرجو دارند و برای مثال به وی توهین می کنند و یا حتی کتاب را بر سر وی می کوبند و یا دستگاه ضبط وی را می شکنند! این گونه مدرّسین در این آموزشگاه جایی ندارند و هرچه هم مشهور باشند حتی نمی خواهیم از کنار ما رد شوند! احترام متقابل میان مدرّس و هنرجو از اصول اولیه ی ماست.

- چرا اسم استاد برومند را به عنوان نام آموزشگاه برگزیدید؟

استاد فقید نورعلی خان برومند تاثیر زیادی در اشاعه ی موسیقی ایرانی داشت.او در دوره ای موسیقیدان های زیادی را تربیت کرده که بسیار تاثیرگذار بودند. ایشان شاید مانند کلنل وزیری یا صبا اثری موسیقایی به موسیقی ایران اضافه نکرده باشند، اما با کوشش فراوان و دانش خود توانستند جوانان مستعد و مشتاق به موسیقی را دور خود جمع کرده و نگاه  درست به موسیقی سنتی را به ایشان بیاموزد. به نظر من اگر تأثیر استاد برومند نبود بسیاری از آثار ارزشمند و ماندگار موسیقی سنّتی ایران هرگز خلق نمی شد. همین امر او را به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در موسیقی ایرانی در طی یک قرن اخیر بدل کرده است. من با افتخار نام برومند را به یاد ایشان برای آموزشگاه برگزیدم.

- به نظر شما از نظر سطح آموزش و نیز تأثیر بر موسیقی کشور، دانشگاه قوی تر عمل می کند یا آموزشگاه؟

بی تردید دانشگاه. زیرا دانشگاه محل اجتماع هنرجویانی است که به موسیقی به عنوان یک حرفه نگاه می کنند. اما در آموزشگاه به موسیقی بیشتر به عنوان یک کار فرعی و گاهی سرگرمی و در بهترین حالت آماتوری نگاه می شود. اگرچه ممکن است در آموزشگاه های آزاد هم موسیقیدان هایی حرفه ای و مؤثر پرورش یابند و از دانشگاه هم دانشجویانی سطحی و کم مایه در زمینه ی موسیقی به وجود آید، اما عمدتا دانشگاه ها با در صد بالایی نسبت به آموزشگاه های آزاد موسیقیدان حرفه ای تحویل جامعه می دهند. از این گذشته موسیقی فقط عمل نوازندگی نیست و آگاهی از مباحثی مانند تئوری موسیقی، فرم، فیزیک صوت، تاریخ موسیقی و ... در نوازندگی و شخصیت یک نوازنده و میزان تإثیر وی در جامعه ی موسیقایی کشور بسیار دخیل است. این مباحث در دانشگاهها از واحدهای اجباری هستند ولی در آموزشگاه های موسیقی این موارد یا اصلا وجود ندارد و یا اگر آموزشگاهی مانند آموزشگاه ما کلاس هایی در این زمینه بگذارد از آن خیلی استقبال نمی شود. بنابراین تاثیر دانشگاه ها بسیار بیشتر و غیر قابل مقایسه است. به نظر من آموزشگاه ها بیشتر اهل موسیقی تربیت می کنند و بدنه موسیقی دوستان و مصرف کنندگان آثار موسیقی را افزایش می دهند که این به نوبه ی خود بسیار تاثیرگذار است. البته باز هم تکرار می کنم که همیشه می تواند استثناهایی وجود داشته باشد.

- ایده ی آزمون از کجا شکل گرفت؟

پس از چند ترم از تأسیس آموزشگاه متوجه شدم که یک ایراد اساسی در کار آموزشگاه های آزاد موسیقی وجود دارد و آن این که مدیر آموزشگاه به عنوان مسئول کیفیت آموزش هنرجویان و کسی که دارای مجوّز این کار است و باید پاسخگو باشد فقط به میزان اندک و آن هم تصادفی در جریان پیشرفت هنرجویان قرار می گیرد. راه حلّهایی مانند فرم نظرخواهی از هنرجو یا والدینش در باره ی پیشرفت انها نمی توانست خیلی مفید باشد زیرا آنان نمی توانستند نظر کارشناسانه ای در باره ی پیشرفت خود بدهند.

برای رفع این ضعف، به فکرم رسید که برگزاری آزمون های دوره ای در حضور هیئت داوران می تواند مفید باشد. کاری که در ابتدا بسیار دشوار می نمود و حتی برخی از دوستان مورد مشورت آن را غیرعملی توصیف می کردند. با این وصف به سختی توانستیم نخستین آزمون را برگزار کنیم و نتیجه ی آن بسیار عالی بود. دشواریهایی که در برگزاری نخستین ازمونها داشتیم- و هنوز هم تا حدودی با آن درگیریم- به تدریج برطرف شد ولی اکنون در حدود 15 آزمون برگزار کرده ایم و هیچ فصلی بدون آزمون نبوده است. بزودی در بخش دیگری از سایت آموزشگاه در باره ی آزمون و جنبه های مثبت و منفی آن و بسیاری موارد دیگر مرتبط با آن مطلبی خواهیم گذاشت ولی اکنون فقط می خواهم اشاره کنم که این آزمون ها نه تنها آزمون هنرجویان بلکه به نوعی آزمون مدرسین هم هست و ایجاد رقابت می کند (حتی در همین آزمون ها به ضعف در روش تدریس چند تن از مدرّسان پی بردیم وبه آنها تذکّر دادیم و تلاش کردیم به آنها کمک کنیم که روش خود را بهبود بخشند ولی متاسفانه سرانجام نتوانستیم همکاری خود را با آنان ادامه دهیم). در مجموع برگزاری آزمون به سود هنرجویان، مدرسین، و آموزشگاه است: خانواده ها از پیشرفت فرزندانشان آگاه می شوند، هنرجوها کلاس موسیقی خود را که بابت آن وقت و هزینه صرف می کنند جدّی تر می گیرد و در رقابت با دیگر هنرجویان انگیزه ی بیشتری پیدا می کنند و اجرای صحنه را هر ترم تجربه می کنند، مدرّسین نتیجه کار یک ترم خود را می بینند و طی چند ترم به تدریج هنرجوی خود را که همچون کودکی راه می افتد و بزرگ می شود و وارد عرضه ی زندگی می شود مشاهده می کنند و انرژی و اعتبار بیشتری به دست می آورند. در واقع برگزاری آزمون راهی برای نزدیک تر کردن آموزشگاه به مراکز آموزش آکادمیک است.

- آیا مدرسان و هنرجویان از ایده ی برگزاری آزمون استقبال کردند؟

اغلب هنرجویان استقبال کردند ولی هنرجویان معترضی هم داشتیم که مخالفت آنان گاهی بسیار شدید بود و در چند مورد منجر به انصراف ایشان از ثبت نام در آموزشگاه ما شد. در میان همکاران مدرّس هم تقریباً همگی استقبال کردند. برخی از هنرجویان معترض نیز که صبر بیشتر و رفتاری منطقی داشتند دیگر موافق برگزاری آزمون هستند. اکنون اما در میان مدرّسین و هنرجویان قدیمی تر آموزشگاه موسیقی برومند، آزمون تبدیل به یک سنّت شده است و در دو- سه هفته مانده به برگزاری آزمون همه به تلاش بیشتر می پردازند. بد نیست این را هم اضافه کنم که برای جا انداختن آزمون و جدّی گرفتن آن، در چندین آزمون اوّل، من با لباس رسمی- یعنی کت و شلوار و کراوات- در آزمون ها حضور یافتم.

- چه شد که تصمیم گرفتید نگاه جدی تری به مقوله ی تئوری داشته باشید؟

علّت آن باز برمی گردد به همان ایده ی هرچه نزدیک کردن آموزشگاه موسیقی برومند به یک آکادمی موسیقی. هنرجویان موسیقی باید بدانند که بخشی از نوازندگی، دانش موسیقی و بخش دیگر آن عمل نوازندگی است. دانستن تئوری موسیقی به درک بهتر نوازنده و سرعت پیشرفت هنرجو بسیار کمک می کند. نوازنده ای که با تئوری موسیقی آشنایی ندارد نمی تواند کتاب ها و مقالات مربوط به هنر موسیقی را مطالعه کند و دانش خود را ارتقا دهد. تئوری موسیقی، گرامر زبان موسیقی است و آگاهی به آن نوازنده را کمک می کند که از بیان عامیانه بپرهیزد و مانند یک سخنران ماهر مکنونات ذهنی خود را مؤثرتر بیان کند. گوینده ای که معنای یک شعر را به درستی نفهمیده باشد- حتی اگر صدای خوبی داشته باشد- چطور می تواند آن را بخوبی دکلمه کند؟ صداهای یک قطعه موسیقی برای نوازنده ای که با تئوری آشنا نیست شاید فقط صداهایی ساده باشند با زیر و بمی متفاوت که یکی از پی دیگری در زمان معین باید اجرا شوند، ولی برای فرد مسلّح به تئوری موسیقی، هریک از این صداها متناسب با آهنگ مورد نظر شخصیت ویژه ای پیدا می کند، درست مانند شخصیت های متفاوت یک نمایش. درک روابط نوت های یک آهنگ مانند درک معنی واژه های یک شعر، نوازنده را به اجرای مؤثرتر موسیقی کمک می کند.  شاید بدون دانستن تئوری موسیقی سالها طول بکشد تا فرد کاملاً مستعدی به برخی از ظرایف تئوریک موسیقی پی ببرد. حتی در زمینه ی عمل نوازندگی هم آگاهی از تئوری موسیقی نوازنده را در فراگیری سریع تر قطعات کمک می کند.

- کمی از خودتان بگویید. چه شد دو ساز متفاوت را برای یادگیری انتخاب کردید؟

ابتدا بگویم که موسیقی از دوران کودکی همیشه برای من جهان شگفت انگیزی بوده و برای ورود به این جهان فراگیری ساز را آغاز کردم. سه تار را برای آشنایی با موسیقی سنّتی ایرانی انتخاب کردم که به نظر من دارای منطق هنری بسیار قوی و مؤثری است و در میان انواع موسیقی های موجود در جهان و منطقه منحصر به فرد است. فلوت ریکوردر را هم برای آشنایی عملی با فرم ها و فضای موسیقی موسوم به کلاسیک اروپایی انتخاب کردم که آثار برجسته و ماندگاری در آن نوع خلق شده که از دستاوردهای بزرگ بشری محسوب می شود. فلوت ریکوردر دارای ویژگی هایی است که زودتر از بسیاری از سازهای غربی دیگر می توان نوازندگی آن را فراگرفت و امکان آشنایی با موسیقی غربی را فراهم می کند.

- خانواده چه قدر در گرایش شما به موسیقی موثر بود؟

قطعاً بسیار مؤثر بود. پدرم نیک مرد خوش قلبی بود که صدای خوبی داشت و آواز و تصنیف های سنتی می خواند و در دوران کودکی ام یادم می آید که در مهمانی ها و جمع های دوستانه به اصرار حضّار حتما چند تصنیف و آواز اجرا می کرد. طرفدار پرو پا قرص برنامه ی گلها بود که هر روز حدود ساعت 14 بعد از اخبار از رایو پخش می شد و هرگز آن را از دست نمی داد. سوت زدن وی مشهور دوستان و آشنایان بود و یادم می آید که دوستانم که به خانه ی ما می آمدند و صدای سوت زدن ایشان را می شنیدند که برای دل خودش و در اتاق خودش اجرا می کرد هرگز آن را فراموش نمی کردند و برای دیگران هم تعریف می کردند که آقای امیرانی وقتی سوت می زند انگار نی میزند. فکر می کنم در اواخر کلاس سوم راهنمایی بودم که اصطلاحات ماهور، دشتی ، شور و ... را که از ایشان می شنیدم کنجکاو شدم و ایشان با روش الگویی و تطبیقی طرز شناخت دستگاه های موسیقی ایرانی را به من آموختند. ایشان نخستین معلّم موسیقی من بودند.

- آیا به جز شما و ایشان شخص دیگری هم در خانواده موسیقی کار می کند؟

بله. برادر کوچکترم فرزاد امیرانی مدرس و نوازنده ی گیتار و نویسنده ی دهها عنوان کتاب آموزشی در زمینه ی نوازندگی گیتار در سبکهای مختلف و بخصوص سبک فلامنکوست. شاید بتوان گفت اکنون بسیاری از مدرّسان و نوازندگان گیتار فلامنکو در ایران بطور مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد وی بوده اند.

-در پایان اگر صحبتی با هنرجویان دارید بفرمایید.

آلمانها ضرب المثلی دارند که ترجمه ی آن چنین است:

تمرین استادساز است!

و ما هم  در فارسی می گوییم:

کار نیکو کردن از پر کردن است!

- با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

مصاحبه کننده: زهرا ساعدی

آذر 1390

 

ورود به سیستم

نام کاربری :
کلمه عبور :

اطلاعات تماس

آدرس آموزشگاه موسیقی برومند ستارخان، جنب بازار بزرگ سنتی، میدان صحرایی، خیابان دستبند، پلاک ۲۲- روبروی مجتمع ورزشی توحید
شماره تماس آموزشگاه موسیقی برومند ۰۹۰۳۹۴۲۱۷۳۳
44259821
امروز جمعه، 4 خرداد 1397

تصویر روز

تصویر-روز

سخن روز

دیروز در جستجوی یک سند اداری، بطور اتفاقی دستنویس یک سخنرانی از استاد فقید پرویز منصوری را در کنار مدارکم یافتم. دقیقاً یادم نیامد که استاد برای سخنرانی در چه مکانی آن را تهیه کرده بودند و چرا پیش من مانده است، ولی احتمالاً از سر مهربانی آن را برای نظرخواهی پیش از سخنرانی به من داده بودند. البته حدس می زنم که شاید برای سخنرانی در جمع دانشجویان گروه موسیقی دانشگاه آزاد تهیه شده بوده (که در حدود سال 1374 که من دانشجوی آنجا بودم و به پیشنهاد و اصرار دکتر امیراشرف آریانپور که از ارتباط و دوستی من با استاد منصوری خبر داشت برگزار شده بود) و نمی دانم به چه علتی نتوانستم در آن سخنرانی حاضر باشم. یک حدس دیگر این که شاید این، متن اولیه ی سخنرانی استاد در برابر دانش آموزان و مدرّسین هنرستان موسیقی سوره (جایی که در حدود سال 1384 من عضو شواری فنّی موسیقی آنجا بودم و از استاد خواهش کردم که با دانش آموزان و مدرسین هنرستان سوره دیداری داشته باشند) بوده که بعداً موضوع آن تغییر کرده است، چون به یاد دارم که موضوع آن سخنرانی با متن زیر متفاوت بود.

برای آشنایی عموم با دیدگاه و شخصیت پرویز منصوری متن تایپ شده ی این سخنرانی را در سایت قرار می دهم و به همراه متن تایپ شده، تصویر دستنخط بخصوص و متمایز استاد را نیز ضمیمه کرده ام. در متن تایپ شده رسم الخط استاد رعایت شده است.

فرهود امیرانی

بیستم اردیبهشت 91

 

پرویز منصوری- حدود 1369 

دوستان جوان من!

در این مجلس دوستانه به من چند دقیقه فرصت داده‌اند که نکته‌هایی از تجربیات خودم را برایتان بازگو کنم. شاید شما ابتدای انقلاب را ندیده باشید. اما می‌دانید یا شاید شنیده باشید که در سالهای اول انقلاب زمزمه‌هایی از حرام بودن موسیقی شنیده می‌شد. آیا این هنر از نظر مذهبی واقعاً حرام است؟ شاید این نظر که در برخی از دوره‌های اسلامی، در میان شیعیان پا می‌گرفته، به‌خاطر ابتذالی بوده که دامنگیر این هنر می‌شده است. در دوره بلافاصله پیش از انقلاب جمهوری اسلامی نیز، موسیقی در وسیع‌ترین سازمان، یعنی تلویزیون، بسیار به ابتذال گرایش یافته بود و بنابراین تحریم آن شاید منطقی به نظر می‌رسید. اما آیا موسیقی واقعاً حرام است؟ در این باره نه تنها علمای مذهبی دربارۀ حرمت موسیقی متفق‌الرأی نیستند بلکه در درازای تاریخ اسلام در ایران بسیاری از دانشمندان و علمای مذهبی مروج و مشوق موسیقی، به‌خصوص موسیقی مذهبی، یا کلی‌تر بگویم موسیقی اخلاقی بوده‌اند واین ترویج و تشویق نه تنها در مذهب اسلام، بلکه در همۀ ادیان پیش از اسلام نیز، به چشم می‌خورده است. کتاب تورات از موسیقی و اجرای آن به صراحت یاد می‌کند و کلیسای مسیحی نیز، پس از دو قرن سکوت، موسیقی‌ای پاک را که اثری از ابتذال در آن نیست، در دوره‌ی نخستین، به وسیله‌ی آواز توسط کشیش و سپس توسط مؤمنان  در سده‌های بعد با همراهی ساز ارگ و بالاخره امروز با همۀ سازها و آواز، به اجرا می‌گذارد.

واقعیت این که هنر موسیقی نیز، مانند نویسندگی، شعر، نمایش، نقاشی، مجسمه‌سازی و سینما، می‌تواند چهراه‌ای مبتذل یا سیمایی متعالی داشته باشد. و هنر مبتذل در واقع غرایز پست آدمی را تحریک می‌کند، هرچند به زودی خسته‌کننده می‌شود وعرضه‌کنندۀ اینگونه موسیقی مجبور است همواره چیزی نو عرضه کند و همواره در پی عرضۀ ابتذال بیشتر در هنر خویش است، چرا که هدفش همراده عرضه و فروش هنر خود و گردآوری هرچه بیشتر پول است. اما هدف موسیقیدان، و آهنگساز متعالی بالا بردن سطح هنر، تعالی و تلطیف اخلاق مردم و پیش‌بردن هنر است. آری، درک این نکته دشوار نیست که شنوندگان موسیقی، هنوز تحت تأثیر اجرای قدیم استادان گذشته، خواه هنزمندان ایرانی یا آثار عظیم آهنگسازان خارجی می‌مانند و در هر بار شنیدن این آثار چیزی نو و متعالی در آن کشف می‌کنند و به گونۀ تازه‌ای اخلاقشان تلطیف می‌شود. و این ویژگی به آن می‌ماند که آنها، هنرمندان و این مجریان هرگز نمی‌میرند و همواره زنده‌اند.

      آیا آرزوی ما این نیست که درازتر زندگی کنیم؟ آیا ما مایل نیستیم که پس از فوتمان هنوز در فکر مردم سده‌های دراز زنده باشیم؟ چنانچه چنین آرزویی داریم پس باید به گونۀ بکوشیم و اثری از خود به جای بگذاریم که تا سالها و سده‌ها بر آیندگان اصر بگذارند و همراده به یاد ما باشند. مصلاً طی عمرخودمان یادبودهایی فراوان از بزرگانی چون عبدالقادر مراغی، ابوعلی سینا، و نصرالدین فارابی و بسیاری دیگر همواره یاد می‌کنیم که هریک به نوبۀ خود جستجوهایی در رشته‌های فلسفی، پزشکی و نیز موسیقی کرده یا خود به مباشرت در این هنر اشتغال شدته‌اند و در بارۀ جستجوهای خود کتابهایی نوشته‌اند که اگر این کوششهاو کتاب‌ها نوشته نمی‌شدند، نام و شهرتشان به ما نمی‌رسید و در این صورت ما با ریشه‌های فرهنگ خود در رابطه‌شان با اخلاق متعالی ملت خودمان آشنا نمی‌شدیم. و شما نیز، هنرجویان عزیز، مطلبی برای یادگیری نداشتید یا بسی اندک در این رشته یا رشته‌ای دیگر در فراگرفتن داشتید.

      من اطمینان دارم که شما نیز زیاد بی‌میل نیستید که عمری بسیار درازتر از سال‌های زندگیتان داشته باشید. شهرت بیابید و همۀ مردم جامعه یا دست کم علاقمندان و فراگیرندگان، پس از فوت شما از شما به نیکی یاد کنند. اما اگر شما این موفقیت را از شانس و اقبال می‌دانید و معتقدید که عنصر شانس در این موفقیت مؤثر است، من امیدوارم که شانس بیاورید و به پیروزی برسید و بدانید که کمابیش در تما دنیا همۀ هنرمندان به شانس و اقبال معتقدند. در غیراینصورت باید سختکوش باشید. در دوران تحصیل وقت بسیاری را به یادگیری و تمرین‌های درازمدت بگذرانید و مطمئن باشید که بالاخره شاهد پیروزی را در آغوش خواهید گرفت.

      من متأسفانه نه شانس داشته‌ام و نه حوصلۀ سخت کوشیدن داشته‌ام. به همین دلیل من راه سوم را برگزیده‌ام که این یک نیز، البته نه به اندازۀ خوش‌شانس‌ها و سخت‌کوش‌ها! من چه کلکی سوار کردم؟ اینرا نیز به شما خواهم گفت.

      روش من این بود که انسانها را دوست داشتم، و نیز این که هرچه می‌دانستم به شاگردانم می‌آموختم، و در این آموزش می‌کوشیدم که مطالب آموزش را، نه مانند روش و عادت برخی معلمین بداخلاق و استادان ترش‌رو، بلکه در سطحی که شاگردانم بتوانند به کُنه مطلب، به علل و جهات و تاریخچۀ شکل گرفتن آن پی ببرند. توجه من کمتر به عرضۀ آثار هنری بلکه به نگارش کتابهای آموزش معطوف می‌شد. آری! اینبود کلک من، اینبود مناسبتی که مرا به شهرت می‌رساند. این بود سراپای کلک من ...! و من بیش از این چیزی ندارم که به شما تقدیم کنم...

 

دستخط پیش نویس سخنرانی استاد منصوری

بازدید ها : 121,725
در حال بارگذاری ...